پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۵

خلق‌های خوب تو پیشت دود بعد از وفات

همچو خاتونان مه رو می‌خرامند این صفات

آن یکی دست تو گیرد وان دگر پرسش کند

وان دگر از لعل و شکر پیش بازآرد زکات

چون طلاق تن بدادی حور بینی صف زده

مسلمات مؤمنات قانتات تائبات

بی عدد پیش جنازه می‌دود خوهای تو

صبر تو و النازعات و شکر تو و الناشطات

در لحد مونس شوندت آن صفات باصفا

در تو آویزند ایشان چون بنین و چون بنات

حله‌ها پوشی بسی از پود و تار طاعتت

بسط جانت عرصه گردد از برون این جهات

هین خمش کن تا توانی تخم نیکی کار تو

زانک پیدا شد بهشت عدن ز افعال ثقات

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۷خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۸خدمت بی‌دوستی را قدر و قیمت هست نیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۹چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۰ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۱مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۲گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۳جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۴چشمه‌ای خواهم که از وی جمله را افزایش است
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.