پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۲

ای از کرم تو کار ما راست

هر جای که خرمی‌ست ما راست

عاشق به جهان چه غصه دارد‌؟

تا جام شراب وصل برجاست

هر باد چغانه‌ای گرفته

کاو منتظر اشارت ماست

هر آب چو پرده‌دار گشته

اندر پس پرده طرفه بت‌هاست

هر بلبل مست بر نهالی

مانندهٔ راح ِ روح‌افزا‌ست

بسیار مگو که وقت آش است

چون گرسنگی قوم شش تاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۴عاشقان را گرچه در باطن جهانی دیگرست
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۵خلق‌های خوب تو پیشت دود بعد از وفات
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۶چون نداری تابِ دانش، چشم بگشا در صفات
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۷خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۸خدمت بی‌دوستی را قدر و قیمت هست نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۹چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۰ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۱مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.