پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲۶

ای بکرده رخت عشاقان گرو

خون مریز این عاشقان را و مرو

بر سر ره تو ز خون آثار بین

هر طرف تو نعره خونین شنو

گفتم این دل را که چوگانش ببین

گر یکی گویی در آن چوگان بدو

گفت دل کاندر خم چوگان او

کهنه گشتم صد هزاران بار و نو

کی نهان گردد ز چوگان گوی دل

کاندر آن صحرا نه چاه است و نه گو

گربه جان عطسه شیر ازل

شیر لرزد چون کند آن گربه مو

زر کان شمس تبریزی است این

صاف باشد گر بجویی جو به جو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۲۸جان ما را هر نفس بستان نو
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۲۹ای غذای جان مستم نام تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۳۰صوفیانیم آمده در کوی تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳۱می‌دوید از هر طرف در جست و جو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۲به حریفان بنشین خواب مرو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳۳ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳۴ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳۵آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.