پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲۹

ای غذای جان مستم نام تو

چشم و عقلم روشن از ایام تو

شش جهت از روی من شد همچو زر

تا بدیدم سیم هفت اندام تو

گفته بودی کز توام بگرفت دل

من نخواهم در جهان جز کام تو

منتظر بنشسته‌ام تا دررسد

از پی جان خواستن پیغام تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۳۱می‌دوید از هر طرف در جست و جو
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳۲به حریفان بنشین خواب مرو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۳۳ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳۴ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۵آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳۶جانا توی کلیم و منم چون عصای تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳۷این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳۸ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.