پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۳۲

به حریفان بنشین خواب مرو

همچو ماهی به تک آب مرو

همچو دریا همه شب جوشان باش

نی پراکنده چو سیلاب مرو

آب حیوان نه که در تاریکی است

بطلب در شب و مشتاب مرو

شب روان فلکی پرنورند

تو هم از صحبت اصحاب مرو

شمع بیدار نه در طشت زر است

به زمین در تو چو سیماب مرو

شب روان را بنماید مه رو

منتظر شو شب مهتاب مرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۳۴ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳۵آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۳۶جانا توی کلیم و منم چون عصای تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳۷این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۸ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳۹رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۴۰ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۴۱هان، ای جمال دلبر، ای شاد وقت تو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.