پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۳۳

ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو

آیی به حجرهٔ من و گویی که گَل برو

تو ماه تُرکی و من اگر تُرک نیستم

دانم من این قدر که به تُرکی است آب سو

آب حیات تو گر ازین بنده تیره شد

ترکی مکن به کشتنم ای ترک ترک‌خو

رزق مرا فراخی از آنْ چشمِ تنگِ توست

ای تو هزار دولت و اقبال توبه‌تو

ای ارسلان قِلِج مَکِش از بهر خون من

عشقت گرفت جملهٔ اجزام موبه‌مو

زخم قلج مبادا بر عشق تو رسد

از بخل جان نمی‌کنم ای ترک گفت و گو

بر ما فسون بخواند ککجک ای قشلرن

ای سزدش تو سیرک سزدش قنی بجو

نام تو تَرک گفتم از بهر مغلطه

زیرا که عشق دارد صد حاسد و عدو

دَک تور شنیدم از تو و خاموش ماندام

غماز من بس است در این عشق رنگ و بو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۳۵آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳۶جانا توی کلیم و منم چون عصای تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۳۷این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳۸ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۹رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۴۰ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۴۱هان، ای جمال دلبر، ای شاد وقت تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۴۲تا که درآمد به باغ چهره گلنار تو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.