پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۳۰

صوفیانیم آمده در کوی تو

شیء لله از جمال روی تو

از عطش ابریق‌ها آورده‌ایم

کاب خوبی نیست جز در جوی تو

هابده چیزی به درویشان خویش

ای همیشه لطف و رحمت خوی تو

حسن یوسف قوت جان شد سال قحط

آمدیم از قحط ما هم سوی تو

صوفیان را باز حلوا آرزو است

از لب حلوایی دلجوی تو

ولوله در خانقاه افتاد دوش

مشک پر شد خانقاه از بوی تو

دست بگشا جانب زنبیل ما

آفرین بر دست و بر بازوی تو

شمس تبریزی توی خوان کرم

سیر شد کون و مکان از طوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۳۲به حریفان بنشین خواب مرو
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳۳ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۳۴ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳۵آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۶جانا توی کلیم و منم چون عصای تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳۷این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳۸ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳۹رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.