پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲۸

جان ما را هر نفس بستان نو

گوش ما را هر نفس دستان نو

ماهیانیم اندر آن دریا که هست

روز روزش گوهر و مرجان نو

تا فسون هیچ کس را نشنوی

این جهان کهنه را برهان نو

عیش ما نقد است وآنگه نقد نو

ذات ما کان است وآنگه کان نو

این شکر خور این شکر کز ذوق او

می‌دهد اندر دهان دندان نو

جمله جان شو ار کسی پرسد تو را

تو کیی گو هر زمانی جان نو

من زمین را لقمه‌ام لیکن زمین

رویدش زین لقمه صد لقمان نو

زرد گشتی از خزان غمگین مشو

در خزان بین تاب تابستان نو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۳۰صوفیانیم آمده در کوی تو
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳۱می‌دوید از هر طرف در جست و جو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۳۲به حریفان بنشین خواب مرو
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳۳ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۴ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳۵آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳۶جانا توی کلیم و منم چون عصای تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳۷این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.