پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲۷

مطربا اسرار ما را بازگو

قصه‌های جان فزا را بازگو

ما دهان بربسته‌ایم امروز از او

تو حدیث دلگشا را بازگو

من گران گوشم بنه رخ بر رخم

وعده آن خوش لقا را بازگو

ماجرایی رفت جان را در الست

بازگو آن ماجرا را بازگو

مخزن انا فتحنا برگشا

سر جان مصطفی را بازگو

مستجاب آمد دعای عاشقان

ای دعاگو آن دعا را بازگو

چون صلاح الدین صلاح جان ماست

آن صلاح جان‌ها را بازگو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۲۹ای غذای جان مستم نام تو
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳۰صوفیانیم آمده در کوی تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۳۱می‌دوید از هر طرف در جست و جو
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳۲به حریفان بنشین خواب مرو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۳ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳۴ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳۵آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳۶جانا توی کلیم و منم چون عصای تو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.