پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۲

ورا خواهم دگر یاری نخواهم

چو گل را یافتم خاری نخواهم

تو را گر غیر او یار دگر هست

برو آن جا که من باری نخواهم

بجز دیدار او بختی نجویم

به غیر کار او کاری نخواهم

چو بازان ساعد سلطان گزیدم

چو کرکس بوی مرداری نخواهم

میان اهل دل جز دل نگنجد

جز این دلدار دلداری نخواهم

ز من جزوی ستاند کل ببخشد

از این به روز بازاری نخواهم

نه آن جزوم که غیر کل بود آن

نخواهم غیر را آری نخواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۴چو آب آهسته زیر که درآیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۲۵ز قند یار تا شاخی نخایم
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۲۶از آن باده ندانم، چون فنایم
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۲۷بیا کامروز گرد یار گردیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۲۸به پیش باد تو ما همچو گردیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۲۹شب دوشینه ما بیدار بودیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳۰من و تو دوش شب بیدار بودیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳۱بیا کامروز شَه را ما شکاریم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.