پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۷

بیا کامروز گرد یار گردیم

به سر گردیم و چون پرگار گردیم

بیا کامروز گرد خود نگردیم

به گرد خانه خمار گردیم

مگو با ما که ما دیوانگانیم

بر آتش‌های بی‌زنهار گردیم

سبک گردیم چون باد بهاری

حریف سبزه و گلزار گردیم

چرا چون گوش جمله باد گیریم

چرا چون موش در انبار گردیم

در آن طبله شکر پر کرد عطار

به گرد طبله عطار گردیم

چو سرمه خدمت دیده گزینیم

چو دیده جملگی دیدار گردیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۹شب دوشینه ما بیدار بودیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۳۰من و تو دوش شب بیدار بودیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۳۱بیا کامروز شَه را ما شکاریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۳۲بیا تا عاشقی از سر بگیریم
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۳۳بیا امروز ما مهمان میریم
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۳۴بیا ما چند کس با هم بسازیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳۵بیا تا قدرِ یکدیگر بدانیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳۶میان ما درآ ما عاشقانیم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.