پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰۷

ایا یاری که در تو ناپدیدم

تو را شکل عجب در خواب دیدم

چو خاتونان مصر از عشق یوسف

ترنج و دست بیخود می بریدم

کجا آن مه کجا آن چشم دوشین

کجا آن گوش کان‌ها می شنیدم

نه تو پیدا نه من پیدا نه آن دم

نه آن دندان که لب را می گزیدم

منم انبار آکنده ز سودا

کز آن خرمن همه سودا کشیدم

تو آرام دل سوداییانی

تو ذاالنون و جنید و بایزیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۰۹سفر کردم به هر شهری دویدم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۱۰اگر عشقت به جای جان ندارم
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۱۱بیا ای آنک بردی تو قرارم
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۱۲گهی در گیرم و گه بام گیرم
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱۳اگر سرمست اگر مخمور باشم
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱۴خداوندا مده آن یار را غم
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۱۵چه نزدیک است جان تو به جانم
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۱۶چه نزدیک است جان تو به جانم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.