پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰۶

همیشه من چنین مجنون نبودم

ز عقل و عافیت بیرون نبودم

چو تو عاقل بدم من نیز روزی

چنین دیوانه و مفتون نبودم

مثال دلبران صیاد بودم

مثال دل میان خون نبودم

در این بودم که این چون است و آن چون

چنین حیران آن بی‌چون نبودم

تو باری عاقلی بنشین بیندیش

کز اول بوده‌ام اکنون نبودم

همی‌جستم فزونی بر همه کس

چو صید عشق روزافزون نبودم

چو دود از حرص بالا می دویدم

به معنی جز سوی هامون نبودم

چو گنج از خاک بیرون اوفتادم

که گنجی بودم و قارون نبودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۰۸سفر کردم به هر شهری دویدم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۰۹سفر کردم به هر شهری دویدم
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۱۰اگر عشقت به جای جان ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۱۱بیا ای آنک بردی تو قرارم
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱۲گهی در گیرم و گه بام گیرم
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱۳اگر سرمست اگر مخمور باشم
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۱۴خداوندا مده آن یار را غم
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۱۵چه نزدیک است جان تو به جانم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.