پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۱

خانهٔ دوری دل از همه پرداخته‌ام

وانداران بهر تو وحدتکده‌ای ساخته‌ام

زیر این سقف مقرنس به ازین جائی نیست

که من تنگ دل از بهر تو پرداخته‌ام

هست دیگ طربم ز آتش بی‌دود به‌جوش

تا سر از همدمیت شعلهٔ‌وش افراخته‌ام

کس نینداخته در ساحت این تنگ فضا

طرح صرحی که من از بهر تو انداخته‌ام

محتشم نزد خرد تنگ فضائیست جهان

کز قناعت من دلتنگ به دان ساخته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۳بس که چشم امشب به چشم عشوه‌سازش داشتم
  2. شمارهٔ ۳۹۴بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم
  3. شمارهٔ ۳۹۵من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم
  4. شمارهٔ ۳۹۶چون من به در هجر ز بیداد تو رفتم
  5. شمارهٔ ۳۹۷ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتم
  6. شمارهٔ ۳۹۸تو چون رفتی به سلطان خیالت ملک دل دادم
  7. شمارهٔ ۳۹۹دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم
  8. شمارهٔ ۴۰۰زخم نگهت نهفته خوردم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.