پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۷

ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتم

ز گریه رخت به غرقاب خون کشیدم ورفتم

قدم به زمین ریخت از دو شیشهٔ دیده

گلاب آن گل حسرت که از تو چیدم و رفتم

ز نخل تفرقه خیزت که داد بر به رقیبان

علاقه دل و پیوند جان بردم و رفتم

چو غیر چید گل وصلت از مساهله من

چو خار در جگر خویشتن خلیدم و رفتم

درون پرده صبرم ز حد چو رفت تحمل

ز پاس دامن آن پرده بر دریدم و رفتم

رخ امید به عهدت ز عاقبت نگریها

سیه در آینهٔ بخت خویش دیدم و رفتم

به پند دیدهٔ صحبت پسند کار نکردم

نصیحت دل عزلت گزین شنیدم و رفتم

مرا لقب کن ازین پس سگ رمیده ز آهو

کز آهوئی چو تو با صد هوس رمیدم و رفتم

شکیب را چو نیامد ز پس نوید امیدی

به شرح محتشم پیش بین رسیدم و رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۹دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم
  2. شمارهٔ ۴۰۰زخم نگهت نهفته خوردم
  3. شمارهٔ ۴۰۱ز کج بینی به زلفت نسبت چین ختن کردم
  4. شمارهٔ ۴۰۲به مجلس بحث از آن خصمانه اغیار می‌کردم
  5. شمارهٔ ۴۰۳به بزمش دوش رنگ‌آمیزی بسیار می‌کردم
  6. شمارهٔ ۴۰۴ای شمع بتان تا کی بر گرد درت گردم
  7. شمارهٔ ۴۰۵برای نیم نگاهی چو عذر خواه تو گردم
  8. شمارهٔ ۴۰۶در بزم چون به کین تو غالب گمان شدم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.