پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

چون من به در هجر ز بیداد تو رفتم

چندان نگهم داشت که از یاد تو رفتم

چون فاختهٔ سنگ ستم خورده ازین باغ

دل در گرو جلوهٔ شمشاد تو رفتم

بشتاب ز دنبال که با زخم غریبی

از صید گه غمزهٔ صیاد تو رفتم

برکس مکن اطلاق هلاکم که ز دنیا

از سعی اجل هم نه به امداد تو رفتم

پوشیده کفن سوی مکافات گه حشر

تا زین ستم آباد به بیداد تو رفتم

خسرو ز جهان می‌شد و آهسته به شیرین

می‌گفت که من در سر فرهاد تو رفتم

نالان به درش محتشم از بس که نشستی

من منفعل از ناله و فریاد تو رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸تو چون رفتی به سلطان خیالت ملک دل دادم
  2. شمارهٔ ۳۹۹دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم
  3. شمارهٔ ۴۰۰زخم نگهت نهفته خوردم
  4. شمارهٔ ۴۰۱ز کج بینی به زلفت نسبت چین ختن کردم
  5. شمارهٔ ۴۰۲به مجلس بحث از آن خصمانه اغیار می‌کردم
  6. شمارهٔ ۴۰۳به بزمش دوش رنگ‌آمیزی بسیار می‌کردم
  7. شمارهٔ ۴۰۴ای شمع بتان تا کی بر گرد درت گردم
  8. شمارهٔ ۴۰۵برای نیم نگاهی چو عذر خواه تو گردم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.