پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳

به بزمش دوش رنگ‌آمیزی بسیار می‌کردم

که می‌گفت از می و مستی و من انکار می‌کردم

گنه‌کارانه ماندم سر به پیش غمزه‌اش آن دم

که ذکر عشق می‌کرد و من استغفار می‌کردم

نمی‌دیدم به سویش تا نمی‌شد مدعی غافل

به او عشق نهان خود چنین اظهار می‌کردم

به چشم رمز گو می‌کرد سحر اندر جواب من

به ایماعرض شوقی چون به آن پرکار می‌کردم

چو او میدید سوی من به سوی غیر می‌دیدم

حذر کردن ازو خاطر نشان یار می‌کردم

به نام دیگری در عشق می‌گفتم حدیث خود

حریف نکته دان را واقف اسرار می‌کردم

شد امشب محتشم یار از نظر بازی من راضی

که سویش دیده بعد از دیدن اغیار می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۵برای نیم نگاهی چو عذر خواه تو گردم
  2. شمارهٔ ۴۰۶در بزم چون به کین تو غالب گمان شدم
  3. شمارهٔ ۴۰۷بهر دعا از درت چون به درون آمدم
  4. شمارهٔ ۴۰۸ز لطف و قهر او در خنده های گریه‌آلودم
  5. شمارهٔ ۴۰۹باز سرگشتهٔ مژگان سیهی گردیدم
  6. شمارهٔ ۴۱۰چون متاع دو جهان را به خرد سنجیدم
  7. شمارهٔ ۴۱۱به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدم
  8. شمارهٔ ۴۱۲با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.