پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۹

باز سرگشتهٔ مژگان سیهی گردیدم

باز خود را هدف تیر ملامت دیدم

بازم افکند ز پا شکل همایون فالی

باز بر خاک رهی قرعهٔ صفت گردیدم

باز طفلی لب شوخم ز طرب خندان ساخت

باز بر پیر خرد ذوق تو می‌خندیدم

باز در وادی غیرت به هوای صنمی

قدمی پیش نهادم قدحی نوشیدم

باز از کشور افسرده دلی رفته برون

شورش انگیز بیابان بلا گردیدم

باز در ملک غم از یافتن منصب عشق

خلعت بی سر و پائی ز جنون پوشیدم

باز شد روی بتی قبلهٔ من کز دو جهان

روی چون محتشم شیفته گردانیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۱به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدم
  2. شمارهٔ ۴۱۲با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم
  3. شمارهٔ ۴۱۳شبی کان سرو سیم اندام را درخواب می‌دیدم
  4. شمارهٔ ۴۱۴به خود دوشینه لطفی از ادای یار فهمیدم
  5. شمارهٔ ۴۱۵ساز خروش کرده دل ناز پرورم
  6. شمارهٔ ۴۱۶اگر می‌بینمت با غیر غیرت می‌کشد زارم
  7. شمارهٔ ۴۱۷به صلح یار در هر انجمن می‌خواند اغیارم
  8. شمارهٔ ۴۱۸ز بس که مهر تو با این و آن یقین دارم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.