پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۷

بهر دعا از درت چون به درون آمدم

قوت نطقم نماند لال برون آمدم

عشق چو بازم به ناز سوی تو خواند از برون

در ز درون بسته بود من به فسون آمدم

من که زدم از ازل لاف شکیب ابد

از سر کویت ببین رفتم و چون آمدم

زخم امانت بس است مرهم لطفی فرست

داغ مرا کز ازل جسته درون آمدم

شد در و دیوار او از تن من لاله فام

بس که ز داغ غرقه به خون آمدم

نقد نیازم نزد بر محک امتحان

در نظر درک او بس که زبون آمدم

محتشم این در نبود جای چو من ناکسی

لیک چو تقدیر بود راهنمون آمدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۹باز سرگشتهٔ مژگان سیهی گردیدم
  2. شمارهٔ ۴۱۰چون متاع دو جهان را به خرد سنجیدم
  3. شمارهٔ ۴۱۱به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدم
  4. شمارهٔ ۴۱۲با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم
  5. شمارهٔ ۴۱۳شبی کان سرو سیم اندام را درخواب می‌دیدم
  6. شمارهٔ ۴۱۴به خود دوشینه لطفی از ادای یار فهمیدم
  7. شمارهٔ ۴۱۵ساز خروش کرده دل ناز پرورم
  8. شمارهٔ ۴۱۶اگر می‌بینمت با غیر غیرت می‌کشد زارم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.