پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۲

لب پر سوال بر سر راهی نشسته‌ام

سائل نیم به وعده ماهی نشسته‌ام

زان شمع بس که داشته‌ام دوش اضطراب

گاهی چو شعله خاسته، گاهی نشسته‌ام

گل می‌دمد ز دامن و چشمم که روز و شب

با دستهٔ گلی چو گیاهی نشسته‌ام

صیادوار ز آهوی دیر التفات او

پیوسته در کمین نگاهی نشسته‌ام

دل ساخت سینه را سیه از دود خود ببین

در پهلوی چه خانه سیاهی نشسته‌ام

روز فریب بین که گذشته است محتشم

سالی که من به وعده ماهی نشسته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۴بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم
  2. شمارهٔ ۳۹۵من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم
  3. شمارهٔ ۳۹۶چون من به در هجر ز بیداد تو رفتم
  4. شمارهٔ ۳۹۷ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتم
  5. شمارهٔ ۳۹۸تو چون رفتی به سلطان خیالت ملک دل دادم
  6. شمارهٔ ۳۹۹دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم
  7. شمارهٔ ۴۰۰زخم نگهت نهفته خوردم
  8. شمارهٔ ۴۰۱ز کج بینی به زلفت نسبت چین ختن کردم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.