پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۹

ای قدت همچو نیشکر نازک

تنت از پای تا به سر نازک

همچو عضو تو سرو قد زیبا

همه جای تو سیم بر، نازک

از زمین ارم به آب حیات

ندهد چون قدت شجر نازک

بی خبر زد کرشمه‌ات رگ جان

بودش از بس که نیشتر نازک

هست از روی نازک اندامان

کف پای تو بیشتر نازک

بسته خوش طاقهای ابرویت

دست قدرت به یکدگر نازک

جان مجنون گداختی لیلی

گر بدی خویش آن قدر نازک

دارد آزار بس که افتاده

کوه سیمش گران کمر نازک

محتشم نیست در بنی آدم

خوی چون خوی آن پسر نازک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۱ای روی تو از می ارغوان رنگ
  2. شمارهٔ ۳۸۲صدامید از تو داشتم در دل
  3. شمارهٔ ۳۸۳ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دل
  4. شمارهٔ ۳۸۴رسید باز طپاننده کبوتر دل
  5. شمارهٔ ۳۸۵زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل
  6. شمارهٔ ۳۸۶گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل
  7. شمارهٔ ۳۸۷گشته در عشق کار من مشکل
  8. شمارهٔ ۳۸۸ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.