پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۲

صدامید از تو داشتم در دل

ده که از صد یکی نشد حاصل

دارم ای گل شکایت بسیار

گفتن آن حکایت مشکل

شمع حسنت فروغ هر مجلس

ماه رویت چراغ هر محفل

لاله‌رویان ز ساغر خوبی

همه سرخوش تو مست لایعقل

مست و خنجر کشی و بی‌پروا

شوخ و عاشق کشی و سنگین دل

در هلاکم چه میکنی تعجیل

ای طفیل تو عمر مستعجل

پیش پایت نهم سر تسلیم

تا به دست خودم کنی بسمل

از رقیبان خود مباش ایمن

وز اسیران خود مشو غافل

ای به زلفت هزار دل در بند

وی به قدت هزار جان مایل

محتشم داد جان به مهر و وفا

تو همان بی‌وفا و مهر گسل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۴رسید باز طپاننده کبوتر دل
  2. شمارهٔ ۳۸۵زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل
  3. شمارهٔ ۳۸۶گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل
  4. شمارهٔ ۳۸۷گشته در عشق کار من مشکل
  5. شمارهٔ ۳۸۸ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل
  6. شمارهٔ ۳۸۹گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نم
  7. شمارهٔ ۳۹۰اگر دوری ز من در آرزویت زار می‌میرم
  8. شمارهٔ ۳۹۱خانهٔ دوری دل از همه پرداخته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.