پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۱

ای روی تو از می ارغوان رنگ

دارد سمنت ز ارغوان رنگ

در دور خط تو می‌نماید

آیینهٔ آفتاب در زنگ

در سلسلهٔ تو همچون مجنون

صد خسرو بی‌کلاه و اورنگ

خواهم شومت دچار اما

در خواب که در برت کشم تنگ

از غمزهٔ پر فن تو پیداست

کیفیت صلح و صورت جنگ

صد رنگ فسون در آن دو چشمست

در هر رنگی هزار نیرنگ

این دل که تو داری ای غلط مهر

نرم است چو موم و سخت چون سنگ

دل میشنواندم در آن زلف

نالیدن طایر شب آهنگ

ای گل برهی مرو که خاری

در دامن عصمتت زند چنگ

یک لحظه به غیر اگر بیائی

بگریزی ازو هزار فرسنگ

در پای فتادنم ز کویت

عذریست چو عذر محتشم لنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۳ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دل
  2. شمارهٔ ۳۸۴رسید باز طپاننده کبوتر دل
  3. شمارهٔ ۳۸۵زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل
  4. شمارهٔ ۳۸۶گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل
  5. شمارهٔ ۳۸۷گشته در عشق کار من مشکل
  6. شمارهٔ ۳۸۸ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل
  7. شمارهٔ ۳۸۹گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نم
  8. شمارهٔ ۳۹۰اگر دوری ز من در آرزویت زار می‌میرم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.