پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دل

آمدی و فرض شد صد سجده بر ارباب دل

بعد چندین انتظار از رشتهٔ باریک جان

تاب هجران میبری بیرون ولی کو تاب دل

گر شوی مهمان جان از عقل و دین و صبر و هوش

در رهت ریزم به رسم پیشکش اسباب دل

تا ز مژگان لعل پاشم در رهت پرورده‌ام

از جگر پرگاله بسیار در خوناب دل

از دو بیمارت یکی تا جان برد در بند غم

یا به خواب من درآ یکبار یا در خواب دل

نقش دل پیشت کشیدم جان طلب کردی ز من

ای فدایت جان چه می‌فرمائی اندر باب دل

سر بلندم میکنی گویا که می‌بینم ز دور

ارتفاع کوکب دولت در اسطرلاب دل

محتشم می‌جست عمری در جهان راه صواب

سالک راه تو گشت آخر به استصواب دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل
  2. شمارهٔ ۳۸۶گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل
  3. شمارهٔ ۳۸۷گشته در عشق کار من مشکل
  4. شمارهٔ ۳۸۸ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل
  5. شمارهٔ ۳۸۹گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نم
  6. شمارهٔ ۳۹۰اگر دوری ز من در آرزویت زار می‌میرم
  7. شمارهٔ ۳۹۱خانهٔ دوری دل از همه پرداخته‌ام
  8. شمارهٔ ۳۹۲لب پر سوال بر سر راهی نشسته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.