پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

گشته در عشق کار من مشکل

مردن آسان و زیستن مشکل

طرفه‌تر آنکه نیست با معشوق

این زمان اختلاط من مشکل

نه به آن ماه رو نگه دشوار

نه به آن نوش لب سخن مشکل

نه کشیدن به سوی خود گستاخ

سر آن زلف پر شکن مشکل

نه ز روی دراز دستی‌ها

دستبازی به آن ذقن مشکل

نه لب طفل آرزویم را

زان لبان خوردن لبن مشکل

چیدن گل میسر است اما

غارت خرمن سمن مشکل

بوسه کم میخورم به کام که هست

راه بردن به آن دهن مشکل

دستباری است اندکی آسان

لیک از آن سوی پیرهن مشکل

گر یکی خواب گه دو پیکر راست

صحبت تنگ تن به تن مشکل

محتشم گل به چین و لاله که هست

میوه چیدن درین چمن مشکل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نم
  2. شمارهٔ ۳۹۰اگر دوری ز من در آرزویت زار می‌میرم
  3. شمارهٔ ۳۹۱خانهٔ دوری دل از همه پرداخته‌ام
  4. شمارهٔ ۳۹۲لب پر سوال بر سر راهی نشسته‌ام
  5. شمارهٔ ۳۹۳بس که چشم امشب به چشم عشوه‌سازش داشتم
  6. شمارهٔ ۳۹۴بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم
  7. شمارهٔ ۳۹۵من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم
  8. شمارهٔ ۳۹۶چون من به در هجر ز بیداد تو رفتم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.