پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۸

ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل

رشحه‌ای بر دوزخ آسایان هجران کن سبیل

گر به جای آتش نمرود بودی یک شرار

ز آتش هجران خلل می‌کرد در کار خلیل

آب رود نیل را از دست ناید رفع آن

عشق یوسف بر زلیخا چون کشید انگشت نیل

کام بخشی عالمی را لیک غیر از عاشقان

حاتم وقتی ولی نسبت به خیل خود بخیل

ای به قتل عاشقان خوشوقت چونوقتست آن

کافتد اندر دشت محشر چشم قاتل بر قتیل

محتشم پرواز مرغ قدرت او گرد او

نیست ممکن گر برو بندند بال جبرئیل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۰اگر دوری ز من در آرزویت زار می‌میرم
  2. شمارهٔ ۳۹۱خانهٔ دوری دل از همه پرداخته‌ام
  3. شمارهٔ ۳۹۲لب پر سوال بر سر راهی نشسته‌ام
  4. شمارهٔ ۳۹۳بس که چشم امشب به چشم عشوه‌سازش داشتم
  5. شمارهٔ ۳۹۴بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم
  6. شمارهٔ ۳۹۵من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم
  7. شمارهٔ ۳۹۶چون من به در هجر ز بیداد تو رفتم
  8. شمارهٔ ۳۹۷ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.