پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل

پیش تو جان به پیشکش آرم چه جای دل

بهر گذار کردنت از غرفه‌های چشم

درها گشاده بر حرم کبریای دل

بنای صنع بهر تو نامهربان نهاد

از آب و خاک مهر و محبت بنای دل

تا شد نگارخانهٔ چشمم تهی ز غیر

پیدا شد از برای تو جائی ورای دل

بنشین به عیش و ناز که از نازنین بتان

مخصوص توست خانه نزهت فزای دل

از بهر ذکر خلوتیان کرده محتشم

وصف تو را کتابه خلوت سرای دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل
  2. شمارهٔ ۳۸۹گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نم
  3. شمارهٔ ۳۹۰اگر دوری ز من در آرزویت زار می‌میرم
  4. شمارهٔ ۳۹۱خانهٔ دوری دل از همه پرداخته‌ام
  5. شمارهٔ ۳۹۲لب پر سوال بر سر راهی نشسته‌ام
  6. شمارهٔ ۳۹۳بس که چشم امشب به چشم عشوه‌سازش داشتم
  7. شمارهٔ ۳۹۴بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم
  8. شمارهٔ ۳۹۵من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.