پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۰

مژده ای صبر که شد هجرت هجران نزدیک

یوسف مصر وفا گشت به کنعان نزدیک

غم غمین از خبر فرقت دوری شد و گشت

دوری فرقت و محرومی حرمان نزدیک

گشت سررشته بُعد من از آن در کوتاه

شد ره مور به درگاه سلیمان نزدیک

کرد عیسی ز فلک مرحله چند نزول

درد این خاک نشین گشت به درمان نزدیک

بوی خیر آید ازین وضع که یک مرتبه شد

کوی درویش به نزهت گه سلطان نزدیک

قرب آن سرو سمن پیرهن از شوق مرا

چاک پیراهن جان ساخت به جانان نزدیک

محتشم گرچه نشد قطع ره هجر تمام

حالیا راه طلب گشت به جانان نزدیک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۲صدامید از تو داشتم در دل
  2. شمارهٔ ۳۸۳ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دل
  3. شمارهٔ ۳۸۴رسید باز طپاننده کبوتر دل
  4. شمارهٔ ۳۸۵زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل
  5. شمارهٔ ۳۸۶گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل
  6. شمارهٔ ۳۸۷گشته در عشق کار من مشکل
  7. شمارهٔ ۳۸۸ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل
  8. شمارهٔ ۳۸۹گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.