پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۸

ما که می‌سازیم خود را در فراق او هلاک

از وفای او به جان‌یم از برای او هلاک

لطف او در رنگ استغنا و بر من عکس غیر

از برای لطف استغنا نمای او هلاک

من که تنگ آوردنش در بر تصور کرده‌ام

می‌شوم از رشگ تنگی قبای او هلاک

گر بجنبد باد می‌میرم که از بی‌تابیم

بهر جنبشهای زلف مشگسای او هلاک

ای فلک یک روز کامم از وفای او بده

پیش از آن روزی که گردم از جفای او هلاک

می‌نهد تا غمزه ناوک در کمان می‌سازدم

اضطراب نرگس ناوک گشای او هلاک

زخم دلخواهی که خورد از دست جانان محتشم

مدعی از رشک خواهد شد به جای او هلاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۰مژده ای صبر که شد هجرت هجران نزدیک
  2. شمارهٔ ۳۸۱ای روی تو از می ارغوان رنگ
  3. شمارهٔ ۳۸۲صدامید از تو داشتم در دل
  4. شمارهٔ ۳۸۳ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دل
  5. شمارهٔ ۳۸۴رسید باز طپاننده کبوتر دل
  6. شمارهٔ ۳۸۵زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل
  7. شمارهٔ ۳۸۶گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل
  8. شمارهٔ ۳۸۷گشته در عشق کار من مشکل
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.