پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود

کنج ویرانهٔ ما شاه نشین خواهد بود

زهره در مجلس ما سجده ز مه خواهد خواست

میر مجلس اگر آن زهره جبین خواهد بود

آتش از غیرت این خانه به خود خواهد زد

هر پری خانه که در روی زمین خواهد بود

ای که آگه نه‌ای از آمدن آن بت مست

ساعتی باش که صحبت به ازین خواهد بود

پیش آن بت که سراپردهٔ جان منزل اوست

کمترین پیشکش ما دل و دین خواهد بود

از بهشتی صفتی غمکدهٔ ما امشب

با سراپردهٔ فردوس قرین خواهد بود

محتشم محفل ما امشب از آن غیرت حور

من برآنم که به از خلد برین خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰گنج وصل او به چون من بی‌وفائی حیف بود
  2. شمارهٔ ۲۴۱مهی که شمع رخش نور دیدهٔ من بود
  3. شمارهٔ ۲۴۲دردا که وصل یار به جز یک نفس نبود
  4. شمارهٔ ۲۴۳گر شود پامال هجر این تن همان گیرم نبود
  5. شمارهٔ ۲۴۴دی به شیرین‌عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
  6. شمارهٔ ۲۴۵دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود
  7. شمارهٔ ۲۴۶یک دم ای سرو ز غمهای تو آزاد که بود
  8. شمارهٔ ۲۴۷جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بود
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.