پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

امشب که چشم مست تو در مهد خواب بود

مهد زمین ز گریهٔ من غرق آب بود

دیوانه‌ای که غاشیه داری به کس نداد

تا پای شهسوار بلا در رکاب بود

دی کامد آفتاب و خریدار شد تو را

با مشتری مقابلهٔ آفتاب بود

در نامهٔ عمل ملک از آدمی کشان

گر می‌نوشت جرم تو را بی حساب بود

از جنبش نسیم زد آتش به خرمنم

آن روی آتشین که به زیر نقاب بود

تنها گذشت و یکقدم از پی نرفتمش

پایم ز بس که در وحل اضطراب بود

بر خاک محتشم به تواضع گذر که او

روزی بر آستان تو عالیجناب بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود
  2. شمارهٔ ۲۳۹دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود
  3. شمارهٔ ۲۴۰گنج وصل او به چون من بی‌وفائی حیف بود
  4. شمارهٔ ۲۴۱مهی که شمع رخش نور دیدهٔ من بود
  5. شمارهٔ ۲۴۲دردا که وصل یار به جز یک نفس نبود
  6. شمارهٔ ۲۴۳گر شود پامال هجر این تن همان گیرم نبود
  7. شمارهٔ ۲۴۴دی به شیرین‌عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
  8. شمارهٔ ۲۴۵دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.