پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

دیشب که بر لبت لب جام شراب بود

بر آتش حسد دل عاشق کباب بود

در انتظار این که تو ساقی شوی مگر

جان قدح طپان و دل شیشه آب بود

من مضطرب بر آتش غیرت که دم به دم

می پرده سوز خلوتیان حجاب بود

بیدار بود دیدهٔ کید رقیب لیک

از عصمت تو چشم حوادث به خواب بود

پاست فرشته داشت که در مجلسی چنان

بودی تو مست و عاشق مسکین خراب بود

می‌سوختی چو ز آتش می پرده‌های شرم

آن که ایستاده به رویت نقاب بود

ننهاد کس پیاله ز کف غیر محتشم

کز مشرب تو در قدحش خون ناب بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷دی صبح دم که عارض او بی‌نقاب بود
  2. شمارهٔ ۲۳۸همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود
  3. شمارهٔ ۲۳۹دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود
  4. شمارهٔ ۲۴۰گنج وصل او به چون من بی‌وفائی حیف بود
  5. شمارهٔ ۲۴۱مهی که شمع رخش نور دیدهٔ من بود
  6. شمارهٔ ۲۴۲دردا که وصل یار به جز یک نفس نبود
  7. شمارهٔ ۲۴۳گر شود پامال هجر این تن همان گیرم نبود
  8. شمارهٔ ۲۴۴دی به شیرین‌عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.