پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

گر از جمال جهانتاب او نقاب کشند

جهانیان قلم رد بر آفتاب کشند

برای نیم نگه سرخوشان خواب غرور

هزار منت از آن چشم نیم خواب کشند

اگر شوی نفسی با بهشتیان همدم

دگر ز همدمی حوریان عذاب کشند

برند راه به میزان حسن چون تو سوار

شوی به ناز و بتان حلقهٔ رکاب کشند

ز طبع آب تحیر برون برد حرکت

ز صورت تو مثالی اگر بر آب کشند

غبار راه جنیبت کشان حسن تو را

بود دریغ که در چشم آفتاب کشند

سپار محتشم آخر زمام کشتی تن

به ساقیان که تو را در شط شراب کشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱گر بر من آرمیده سمندش گذر کند
  2. شمارهٔ ۲۲۲آه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکند
  3. شمارهٔ ۲۲۳چون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکند
  4. شمارهٔ ۲۲۴هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکند
  5. شمارهٔ ۲۲۵خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند
  6. شمارهٔ ۲۲۶چشمت چو شهر غمزه را آرایش مژگان کند
  7. شمارهٔ ۲۲۷عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند
  8. شمارهٔ ۲۲۸عجب که دولت من بی‌بقائیی نکند
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.