پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

دی همایون خبری مژده دهانم دادند

مژدهٔ پرسش دارای جهانم دادند

بر کران پای مسیح از در این کلبه هنوز

ملک صحبت ز کران تا به کرانم دادند

میشوم با همه پس ماندگی آخر حاجی

که به پیش آمدن کعبه نشانم دادند

رنج ویرانه نشینی چو تدارک طلبید

بهر عیش ابدی گنج روانم دادند

تا به یک بار سبک‌بار شود رنج خمار

ساقیان از شفقت رطل گرانم دادند

آن قدر شکر که بد ز اهل عبادت ممکن

بهر این طرفه عیادت به زبانم دادند

محتشم بهر من اندیشه‌ای از مرگ مدار

که به این مژده ازین ورطه امانم دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸حسن روزافزون او ترسم جهان برهم زند
  2. شمارهٔ ۲۱۹گر از جمال جهانتاب او نقاب کشند
  3. شمارهٔ ۲۲۰بلا به من که ندارم غم بقا چکند
  4. شمارهٔ ۲۲۱گر بر من آرمیده سمندش گذر کند
  5. شمارهٔ ۲۲۲آه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکند
  6. شمارهٔ ۲۲۳چون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکند
  7. شمارهٔ ۲۲۴هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکند
  8. شمارهٔ ۲۲۵خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.