پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

کعبۀ کوی تو رشک خلد برین است

قبلۀ روی تو آفت دل و دین است

سلسلۀ گیسوی تو حلقۀ دلها است

پیچ و خم موی تو دام آهوی چین است

چشمۀ نور است یا بود و ید بیضا

پرتو نور است یا که نور جبین است

خندۀ لعل تو یا که معجز بیّن

غمزۀ چشم تو یا که سحر مبین است

شاخۀ طوبی مثال آن قد رعنا است

سرو، هر آنکس شنیده است همین است

خلقت حشمت سزد به آن قد و بالا

عالم هستی ترا بزیر نگین است

آنچه که شوریده ام نموده چو فرهاد

صحبت شیرین آن لب نمکین است

لیلی حسن ترا نه من، همه مجنون

عشق رخت با جنون هماره قرین است

بانگ انا الحق بزن که پرتو حسنت

جلوه گر از طور آسمان و زمین است

تشنۀ دیدار تست مفتقر زار

آب حیاتم توئی نه ماء معین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲از تو بیداد وز من ناله و فریاد خوش است
  2. شمارهٔ ۵۳مذمت عاشقان ز پستی همت است
  3. شمارهٔ ۵۴دلی که شیفتۀ روی آن پریزاد است
  4. شمارهٔ ۵۵هرچه آید بسر ما همه از دوری تو است
  5. شمارهٔ ۵۶در سری نیست که سودای سر کوی تو نیست
  6. شمارهٔ ۵۷براستان که سر من بر آستانۀ تست
  7. شمارهٔ ۵۸جز غمت سر سویدای مرا رازی نیست
  8. شمارهٔ ۵۹جز به بوی تو مشام دل و جان عاطر نیست
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.