پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

در سری نیست که سودای سر کوی تو نیست

دل سودا زده را جز هوس روی تو نیست

سینۀ غمزده ای نیست که بی روی و ریا

هدف تیر کمانخانۀ ابروی تو نیست

جگری نیست که از سوز غمت نیست کباب

یا دلی تشنۀ لعل لب دلجوی تو نیست

عارفان را ز کمند تو گریزی نبود

دام این سلسله جز حلقۀ گیسوی تو نیست

نسخۀ دفتر حسن تو کتابی است مبین

ور بود نکتۀ سر بسته بجز موی تو نیست

ماه تابنده بود بندۀ آن نور جبین

مهر رخشنده بجز غرۀ نیکوی تو نیست

خضر عمریست که سرگشتۀ کوی تو بود

چشمۀ نوش بجز قرطه ای از جوی تو نیست

نیست شهری که ز آشوب تو غوغائی نیست

محفلی نیست که شوری ز هیاهوی تو نیست

مفتقر در خم چوگان تو گوئی گوئی است

چرخ با آن عظمت نیز به جز گوی تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸جز غمت سر سویدای مرا رازی نیست
  2. شمارهٔ ۵۹جز به بوی تو مشام دل و جان عاطر نیست
  3. شمارهٔ ۶۰مست صهبای تو در هر گذری نیست که نیست
  4. شمارهٔ ۶۱تا دل آشفته ام شیفتۀ روی تست
  5. شمارهٔ ۶۲گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش است
  6. شمارهٔ ۶۳ما را به جهان جز به تو کاری نبود
  7. شمارهٔ ۶۴فدائیان ره عشق دوست مرد رهند
  8. شمارهٔ ۶۵مژدۀ باد زندان را قاصد صبا آمد
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.