پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

براستان که سر من بر آستانۀ تست

نوای روز و شبم شور عاشقانۀ تست

هماره تیر دلم را به تیر غمزه مزن

چرا که پرورش او به آب و دانۀ تست

مرا ز دام هوا و هوس رهائی بخش

که این همای همایون ز آشیانۀ تست

دل ار بملک دو گیتی نمی دهم چه عجب

از آنکه گوهر یک دانۀ خزانۀ تست

فضای سینه اگر رشک طور سینا شد

حریم قدس تو و پیشگاه خانۀ تست

اگرچه بانگ انا الحق ز غیر حق نسزد

ولی به گوش من این نغمه ها ترانۀ تست

بگیر داد من از چرخ پیر و بیدادش

مگر نه شیر فلک رام تازیانۀ تست

نچات مفتقر از ورطۀ بلاعجب است

ولی امید به الطاف خسروانهٔ تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹جز به بوی تو مشام دل و جان عاطر نیست
  2. شمارهٔ ۶۰مست صهبای تو در هر گذری نیست که نیست
  3. شمارهٔ ۶۱تا دل آشفته ام شیفتۀ روی تست
  4. شمارهٔ ۶۲گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش است
  5. شمارهٔ ۶۳ما را به جهان جز به تو کاری نبود
  6. شمارهٔ ۶۴فدائیان ره عشق دوست مرد رهند
  7. شمارهٔ ۶۵مژدۀ باد زندان را قاصد صبا آمد
  8. شمارهٔ ۶۶مرا در سر بود شوری که در هر سر نمی‌گنجد
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.