پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

از تو بیداد وز من ناله و فریاد خوش است

چهچه از بلبل و از گل همه بیداد خوش است

حسن لیلی بی سرگشتگی مجنون است

شور شیرین و فداکاری فرهاد خوش است

بندۀ شیفتۀ روی تو را آزادی است

عشق در تربیت بنده و آزاد خوش است

شعلۀ روی تو در خرمن دل آتش زد

حاصل عمر اگر شد همه بر باد خوش است

تا بکی در پی کوته نظرانی نگران

چشم دل باز بکن صنعت استاد خوش است

خوی دیو از دل دیوانۀ خود بیرون کن

گر ترا آمدن روی پریزاد خوش است

بیمی از سیل فنا نیست ز بد عاقبتی است

ورنه این طرح دلاویز ز بنیاد خوش است

مفتقر! لشکر غم گر که خرابت نکند

شادمان باش که در کشور آباد خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴دلی که شیفتۀ روی آن پریزاد است
  2. شمارهٔ ۵۵هرچه آید بسر ما همه از دوری تو است
  3. شمارهٔ ۵۶در سری نیست که سودای سر کوی تو نیست
  4. شمارهٔ ۵۷براستان که سر من بر آستانۀ تست
  5. شمارهٔ ۵۸جز غمت سر سویدای مرا رازی نیست
  6. شمارهٔ ۵۹جز به بوی تو مشام دل و جان عاطر نیست
  7. شمارهٔ ۶۰مست صهبای تو در هر گذری نیست که نیست
  8. شمارهٔ ۶۱تا دل آشفته ام شیفتۀ روی تست
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.