پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

تبارک الله از آن طلعت چو ماه و تعالی

نه ماه را است چنین غره و نه این قد و بالا

ندیده در افق اعتدال دیدۀ گردون

کوجهه قمراً او کحاجبیه هلالا

جمال چهرۀ خورشید از ان شعاع جبینست

و حیث قابله البدر فاستنم کمالا

زند عقیق لبش طعنه ها بلعل بدخشان

سبق برد دُر دندان او ز لؤلؤ لالا

هزار خسرو و پرویز را دل است چو فرهاد

ز شور صحبت شیرین آن شهنشه والا

بخنجر مژه و تیر غمزه ام مزن ای جان

که خسته ام من و بیجان و لا اطیق قتالا

ز رنج عشق تو رنجورم آن چنانکه تو دانی

که گر بجانب من بنگری رأیت خیالا

ببانگ دیو طبیعت چنان زراه شدم دور

که گر تو دست نگیری لقد ضللت ضلالا

ذلیل و مفتقرم ای عزیز مصر حقیقت

بده نجاتم از این پستی و ببر سوی بالا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰کعبۀ کوی تو رشک خلد برین است
  2. شمارهٔ ۵۱صبح ازل از مشرق حسن تو دمیده است
  3. شمارهٔ ۵۲از تو بیداد وز من ناله و فریاد خوش است
  4. شمارهٔ ۵۳مذمت عاشقان ز پستی همت است
  5. شمارهٔ ۵۴دلی که شیفتۀ روی آن پریزاد است
  6. شمارهٔ ۵۵هرچه آید بسر ما همه از دوری تو است
  7. شمارهٔ ۵۶در سری نیست که سودای سر کوی تو نیست
  8. شمارهٔ ۵۷براستان که سر من بر آستانۀ تست
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.