پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

دلبرا گر بنوازی بنگاهی ما را

خوشتر است ار بدهی منصب شاهی ما را

بمن بی سر و پا گوشۀ چشمی بنما

که محال است جز این گوشه پناهی ما را

بر دل تیره ام ای چشمۀ خورشید بتاب

نبود بدتر از این روز سیاهی ما را

از ازل در دل ما تخم محبت کشتند

نبود بهتر از این مهر گیاهی ما را

گرچه از پیشگه خاطر عاطر دوریم

هم مگر یاد کند لطف تو گاهی ما را

باغم عشق که کوهیست گران بر دل ما

عجب است ار نخرد دوست بکاهی ما را

نه دل آشفته تر و شیفته تر از دل ماست

نه جز آن خاطر مجموع گواهی ما را

مفتقر راه بمعمورۀ حسن تو نبود

بده ای پیر خرابات تو راهی ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷من ز مجنون و تو در حسن سبق برده ز لیلی
  2. شمارهٔ ۴۸تبارک الله از آن طلعت چو ماه و تعالی
  3. شمارهٔ ۴۹ای که ز خوبی نصیب یافته حد نصاب
  4. شمارهٔ ۵۰کعبۀ کوی تو رشک خلد برین است
  5. شمارهٔ ۵۱صبح ازل از مشرق حسن تو دمیده است
  6. شمارهٔ ۵۲از تو بیداد وز من ناله و فریاد خوش است
  7. شمارهٔ ۵۳مذمت عاشقان ز پستی همت است
  8. شمارهٔ ۵۴دلی که شیفتۀ روی آن پریزاد است
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.