پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

فروغ حسن تو داده است چشم بینا را

بهر چه می نگرد جلوه طور سینا را

بگوش جان شنود هر که محرم راز است

ز آسمان و زمین نغمۀ «انا الله» را

لطیفۀ دل آگاه در صحیفۀ کون

کند مطالعه دائم صفات و اسما را

نقوش صفحۀ امکان شئون یک ذاتند

هزار اسم نمایند یک مسمی را

مکن ملامت شوریدگان بی سر و پا

نداند آدم شوریده سر، ز سر پا را

حکایت لب شیرین ز کوهکن بشنو

ببین پدیدۀ مجنون جمال لیلی را

حدیث عاشق صادق بجوی از وامق

وگر نه عذر بنه عشق روی عذرا را

پیام یار بهر گوش آشنا نبود

صبا است ماشطه آن زلف عنبر آسا را

ز آهوان ختا، جوی مشک نافۀ چین

به چین زلف بتان، حلقه بین دل ما را

ز لوح سینه دلا رنگ خون زشت بشوی

به چشم پاک توان دید روی زیبا را

ز مفتقر ادب عشق ار بیاموزی

چه خاک راه شوی عاشقان شیدا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵دلبرا گر بنوازی بنگاهی ما را
  2. شمارهٔ ۴۶ای روح روان تند مرو وامش رویدا
  3. شمارهٔ ۴۷من ز مجنون و تو در حسن سبق برده ز لیلی
  4. شمارهٔ ۴۸تبارک الله از آن طلعت چو ماه و تعالی
  5. شمارهٔ ۴۹ای که ز خوبی نصیب یافته حد نصاب
  6. شمارهٔ ۵۰کعبۀ کوی تو رشک خلد برین است
  7. شمارهٔ ۵۱صبح ازل از مشرق حسن تو دمیده است
  8. شمارهٔ ۵۲از تو بیداد وز من ناله و فریاد خوش است
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.