پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

به سامانی رسان یارا سر سودایی ما را

و گر نه ده شکیبایی دل شیدایی ما را

براق عقل در حیرت شود از رفرف طبعم

چه بیند گاه همت آسمان‌پیمایی ما را

به گلزار معارف بلبلم کن ای گل خوشبو

ببین دستان‌سرایی و چمن‌آرایی ما را

مناز ای گنبد مینا به رفعت کاین خم گردون

حبابی بیشتر نبود خم مینایی ما را

بفرما جلوه‌ای ای شمع جمع نرم جانبازان

ببین آنگاه چون پروانه بی‌پروایی ما را

به شکر آنکه یکتایی تو در اقلیم زیبایی

بخور گاهی به غمخواری غم تنهایی ما را

به عشق ذکر و فکر نقش باطل صرف شد عمری

بسوزان ای حقیقت دفتر دانایی ما را

شد از ترک عنایت بی‌نهایت مفتقر رسوا

چرا چندین پسندی خواری و رسوایی ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴جانفشانی بکن ار می طلبی جانان را
  2. شمارهٔ ۴۵دلبرا گر بنوازی بنگاهی ما را
  3. شمارهٔ ۴۶ای روح روان تند مرو وامش رویدا
  4. شمارهٔ ۴۷من ز مجنون و تو در حسن سبق برده ز لیلی
  5. شمارهٔ ۴۸تبارک الله از آن طلعت چو ماه و تعالی
  6. شمارهٔ ۴۹ای که ز خوبی نصیب یافته حد نصاب
  7. شمارهٔ ۵۰کعبۀ کوی تو رشک خلد برین است
  8. شمارهٔ ۵۱صبح ازل از مشرق حسن تو دمیده است
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.