پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

ای در طلبت همه عالم گم

افلاطون رفته فرو در خم

سرگشتۀ کوی تواند افلاک

آشفتۀ موی تواند انجم

از شش جهت آوازۀ عشاق

بر خواسته تا فلک هفتم

در وادی عشق تو طفل رهند

پیران طریقت بل هُم هُم

کی مردم دیده ترا بیند

ای بیرون از افق مردم

بحریست عمیق پر از گرداب

یک قطرۀ اوست دو صد قلزم

گر شیر فلک باشی بمثل

دم در کش و هیچ مجنبان دم

زد دانۀ خال تو راه خیال

فریاد ز رهزنی گندم

یا آنکه ز پای طلب بنشین

یا مفقر از سر هستی قم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹ای روی تو قبلۀ حاجاتم
  2. شمارهٔ ۴۰از جان بگذر جانان بطلب
  3. شمارهٔ ۴۱تا بی خبری ز ترانۀ دل
  4. شمارهٔ ۴۲به سامانی رسان یارا سر سودایی ما را
  5. شمارهٔ ۴۳فروغ حسن تو داده است چشم بینا را
  6. شمارهٔ ۴۴جانفشانی بکن ار می طلبی جانان را
  7. شمارهٔ ۴۵دلبرا گر بنوازی بنگاهی ما را
  8. شمارهٔ ۴۶ای روح روان تند مرو وامش رویدا
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.