پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

تا رایت عشق افراخته ام

در وادی حیرت تاخته ام

هنگام قمار نظر بازی

یکجا دل و دین را باخته ام

از عشرت و شادی بی خبرم

تا با غم دل پردخته ام

از من نه عجب گر نیست نشان

در بوتۀ غم بگداخته ام

حاشا که ز کوی تو پای کشم

جز کوی ترا نشناخته ام

یک نکته ز عشق اندوخته ام

وز کف دو جهان انداخته ام

گز مفتقرم از دولت عشق

با گنج قناعت ساخته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸از عشق تو اندر تاب و تبم
  2. شمارهٔ ۳۹ای روی تو قبلۀ حاجاتم
  3. شمارهٔ ۴۰از جان بگذر جانان بطلب
  4. شمارهٔ ۴۱تا بی خبری ز ترانۀ دل
  5. شمارهٔ ۴۲به سامانی رسان یارا سر سودایی ما را
  6. شمارهٔ ۴۳فروغ حسن تو داده است چشم بینا را
  7. شمارهٔ ۴۴جانفشانی بکن ار می طلبی جانان را
  8. شمارهٔ ۴۵دلبرا گر بنوازی بنگاهی ما را
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.