پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

بخدا که ز غیر تو بیزارم

وز خویش همیشه در آزارم

آوارۀ کوه و بیابانم

سرگشتۀ کوچه و بازارم

چون مرغ شب آویزم همه شب

روزانه چه بلبل گلزارم

در خرمن نه فلک آتش زد

یک شعله ز آه دل زارم

رنجورم و باز مرنجانم

بیزارم و باز نیازارم

آن خاطر نازک را ترسم

کز زاری خویش بیازارم

من مفتقر سودا زده ام

اینست متاعم و ابزارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶تا رایت عشق افراخته ام
  2. شمارهٔ ۳۷ای در طلبت همه عالم گم
  3. شمارهٔ ۳۸از عشق تو اندر تاب و تبم
  4. شمارهٔ ۳۹ای روی تو قبلۀ حاجاتم
  5. شمارهٔ ۴۰از جان بگذر جانان بطلب
  6. شمارهٔ ۴۱تا بی خبری ز ترانۀ دل
  7. شمارهٔ ۴۲به سامانی رسان یارا سر سودایی ما را
  8. شمارهٔ ۴۳فروغ حسن تو داده است چشم بینا را
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.