پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

آن سینه که تیر ترا هدفست

گنجینۀ معرفت و شرفست

دل گوهر نُه صدفست آری

گر گوهر عشق ترا صدفست

آن سر که نرفته بچو کانت

گرگوی زراست کم از خزفست

کی آن تن لایق قربانی است

کاندر طلب آب و علفست

کوراست ز دیدار رخ تو

آن دیده که باز بهر طرفست

از زمزمۀ عشق تو کراست

گوشی که به نغمۀ چنگ و دفست

عمری که سرآمد در غم تو

سرمایۀ خرمی و شعفست

یک دختر فکر که هست مرا

بهتر ز دو صد پسر خلفست

دری که ز منطق مفتقر است

پروردۀ آب و گل نجفست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴بخدا که ز غیر تو بیزارم
  2. شمارهٔ ۳۵آن دل که ز عشق چه غنچه شکفت
  3. شمارهٔ ۳۶تا رایت عشق افراخته ام
  4. شمارهٔ ۳۷ای در طلبت همه عالم گم
  5. شمارهٔ ۳۸از عشق تو اندر تاب و تبم
  6. شمارهٔ ۳۹ای روی تو قبلۀ حاجاتم
  7. شمارهٔ ۴۰از جان بگذر جانان بطلب
  8. شمارهٔ ۴۱تا بی خبری ز ترانۀ دل
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.