پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

تنها نه منم به کمند هوا

من رام رکوب العشق هویٰ

از من نه عجب که گنه کارم

وصفی الله عصی فغویٰ

جز اشک و سرشک من از دل من

من حدّث عن قلبی و رویٰ؟

رنجور ترا بهبودی نیست

اذ لیس لداء الحب دوا

شد ملک عراق پر از آشوب

ز سرود حجازی و شور و نوا

تو روح روان منی جانا

نکنی ز چه حاجت بنده روا

نه ز گریه مرا چشمی بینا

نه ز سوز غمت گوشی شنوا

ای شاخ گل تر من رحمی

بر مفتقر بی برگ و نوا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳از هر گل شور نروید گل
  2. شمارهٔ ۳۴بخدا که ز غیر تو بیزارم
  3. شمارهٔ ۳۵آن دل که ز عشق چه غنچه شکفت
  4. شمارهٔ ۳۶تا رایت عشق افراخته ام
  5. شمارهٔ ۳۷ای در طلبت همه عالم گم
  6. شمارهٔ ۳۸از عشق تو اندر تاب و تبم
  7. شمارهٔ ۳۹ای روی تو قبلۀ حاجاتم
  8. شمارهٔ ۴۰از جان بگذر جانان بطلب
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.