پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

از یار نیاز ندیده کسی

جز عشوه و ناز ندیده کسی

گویند بسوز و بساز ولی

این سوز و گداز ندیده کسی

یک ساعت جور ترا بر من

در عمر دراز ندیده کسی

باز آگه اینهمه دوری را

از محرم راز ندیده کسی

جز لطف و نوازش دلجوئی

از بنده نواز ندیده کسی

این شور و نوای عراقی را

در ملک حجاز ندیده کسی

جز از لب مفتقرت هرگز

این نغمه و ساز ندیده کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲آن سینه که تیر ترا هدفست
  2. شمارهٔ ۳۳از هر گل شور نروید گل
  3. شمارهٔ ۳۴بخدا که ز غیر تو بیزارم
  4. شمارهٔ ۳۵آن دل که ز عشق چه غنچه شکفت
  5. شمارهٔ ۳۶تا رایت عشق افراخته ام
  6. شمارهٔ ۳۷ای در طلبت همه عالم گم
  7. شمارهٔ ۳۸از عشق تو اندر تاب و تبم
  8. شمارهٔ ۳۹ای روی تو قبلۀ حاجاتم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.