پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۹

ای مه از رخ دور کن یک ره نقاب

تا عرق گردد ز خجلت آفتاب

بی وصالت زندگانیها تلف

بی جمالت عشق رانیها عذاب

دیده مارا از آن عارض شکیب

ممتنع چون صبر مستسقی ز آب

چون بدست آرد ترا این عنکبوت

از کجا شد صید عنقا از لعاب

خون مارا در خورد دستت نیست لیک

می توان کردن سر انگشتان خضاب

مرغ و ماهی را بود در شب سکون

من شب آسایش نمی بینم به خواب

دوست را یک ره در آرید از درم

تا بگویم هر دو عالم را جواب

گفتی از من بر نگردی گرچه رفت

جور عشقم بر تو بیرون از حساب

تو توانی عهدها آسان شکست

نیست اندر دین اشراق این کتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱آنکه در آتش غم سوخت دل خام من است
  2. شمارهٔ ۱۲از تو ما را آب در جوی تمنا آتش است
  3. شمارهٔ ۱۳اشکم ز سوز سینه چو عمان آتش است
  4. شمارهٔ ۱۴این زمینی ست که جولانگاه جانان بوده ست
  5. شمارهٔ ۱۵بی غم عشق تو جان با هستی من دشمن است
  6. شمارهٔ ۱۶چنین که شور تو در ساخت دماغ من است
  7. شمارهٔ ۱۷گر زمهر بتی دل به قصد کین من است
  8. شمارهٔ ۱۸عشق آتش در مذاقم آب حیوان کرده است
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.