پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

اشکم ز سوز سینه چو عمان آتش است

دریای شعله مایه باران آتش است

هر دم به جانبی ز دلم شعله سر زند

یاران در این خرابه مگر کان آتش است

شب هر نفس که بی تو کشیدم چنان نمود

کز سینه تا به لب همه پیکان آتش است

تو شب به ناز خفته و من خسته تا به روز

چون خار وخس که بر سر طوفان آتش است

مهمان تست جان ستمدیده روز وصل

مانند خشک همیه که مهمان آتش است

از دل مپرس سینه در سوز خفته را

این کوی را هزار خیابان آتش است

گفتم که جان خسته اشراق و درد عشق

گفتا گیاه خشک و بیابان آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵بی غم عشق تو جان با هستی من دشمن است
  2. شمارهٔ ۱۶چنین که شور تو در ساخت دماغ من است
  3. شمارهٔ ۱۷گر زمهر بتی دل به قصد کین من است
  4. شمارهٔ ۱۸عشق آتش در مذاقم آب حیوان کرده است
  5. شمارهٔ ۱۹کافرم با دردم ار هرگز به درمان کار هست
  6. شمارهٔ ۲۰کو سری کش سر فتراک تو یک‌چند نداشت
  7. شمارهٔ ۲۱ما را به آل خیر نبیین توسل است
  8. شمارهٔ ۲۲آفت تقوی ما جلوه کنان می آید
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.